ابراهيم عاملي ( موثق )
190
تفسير عاملي ( فارسي )
گاو تن قربانى شير خدا است گر تو را با او سر صدق و صفا است « سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً » 47 مجمع : حفص « دأبا » با فتح همزه خوانده است . و ديگران با سكون آن « وَفِيه يَعْصِرُونَ » با تاء به صورت خطاب قرائت كوفيها است ، و به ياء به صورت غايب قرائت ديگران است و هم با ضمّ ياء و فتح صاد به صورت مجهول خوانده شده است . « بَعْدَ أُمَّةٍ » با تبديل تاى آخر بهاء قرائت منقول از قتاده و زيد بن علىّ است ، و با كسر نيز قرائت شده است ، « سبع سنابل » قرائت منقول از امام صادق عليه السّلام است . « ما بال النّسوة » با ضمّ نون نيز قرائت شده است . « أَضْغاثُ أَحْلامٍ » 44 انوار التنزيل بيضاوى كلمه ى « اضغاث » جمع ضغث است كه بر هم بستن و دسته كردن گياه باشد ، و احلام خوابهاى باطل است ، و اين جمله براى خواب دور از واقع و حقيقت استعمال شده است . فخر : « ضغث » يكدسته از گياه است كه بر يك ساق باشد . و خواب اگر از چيزهاى بىتناسب فراهم بود شبيه بدسته گياه است . « وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ » « 1 » 45 بيضاوى : يعنى يوسف را ياد كرد پس از دسته اى زمان فراهم شده ، و مقصود مدّتى دراز است . و با كسر همزه قرائت شده است كه
--> ( 1 ) « ادّكر » يعنى بيادش آمد آنچه را كه شيطان از يادش برده بود ، و ضمير مستتر در « ادّكر » به همان كس بر ميگردد كه ضمير مفعول در « أنساه » برميگردد ، و رواياتى كه در ذيل اين آيات در تفاسير ذكر شده و ضمير مفعول « انساه » را به يوسف برگردانده اكنون احاديث مرسلى هستند كه سند آن بتمامى ذكر نشده و نميدانيم كه راويان آن چگونه مردمى هستند لذا هيچگونه قابل اعتماد براى مردم دانشمند و اهل فن نيست ، و در اين مختصر مجال آن نيست كه بيش از اين سخنى گفته شود جز اينكه لازم بتذكر است كه كلمه « رب » در اين آيات در چندين موضع ذكر شده و مراد از همه يكى است و آن فرعون مصر است نه خداوند متعال مثل « فَيَسْقِي رَبَّه خَمْراً » ، « اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ » ، « فَأَنْساه الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّه » ، « ارْجِعْ إِلى رَبِّكَ » كه در همه اين موارد مراد ملك مصر است نه خداوند ، و چنانچه مراد « خدا » بود مناسب بود « ذكر اللَّه » گفته مىشد . ( مصحح )